الدكتور فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )
16
دوازده نكته در بررسى و ارزيابى ادله توسل ، شفاعت ، تبرك و زيارت ( فارسى )
تغيير در ديدگاه داعى نيست ، چون هرگاه آن چه را كه در اذهان مؤمنان دربارهى رسول اكرم پس از وفات ايشان ، مىگذرد با آن چه كه در اذهان صحابه در حال حيات حضرت بوده است ، مقايسه كنيم هر دو را عين هم مىبينيم ، هر دو مىگويند : « رسول خدا - و به تبع ايشان همه معصومان و اوليا - واسطهاى بيش نيستند ، آنان مالك هيچ چيزى در اين نظام نبوده و هيچ كار مستقلى نه در حيات و نه پس از حيات ، از آنان ساخته نيست » پس بايد تغييرى در « مدعوّ » صورت پذيرفته باشد . آرى وهابيان بر اين باورند مردگان ، پس از وفات ، همانند سنگ و چوب مىشوند كه هيچ ادراكى ندارند ، چيزى را نمىشنوند و سود و زيانى ندارند و اگر هم ادراكى دارند براى ما قابل فهم نيست . از اين رو ، آنان با بتهاى جامدِ بى روح يكسانند و عمل مؤمنان نيز در توسل و شفاعت و استغاثه به آنان پس از وفات ، همانند عمل مشركان دربارهى بتها خواهد شد . از همين جاست كه اساسىترين دليل آنان بر اين منع ، تشبّث به آياتى است كه مشركان را خطاب قرار مىدهد ، مانند اين آيات كه مىفرمايد : « . . . وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ ما يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ * إِنْ تَدْعُوهُمْ لا يَسْمَعُوا دُعاءَكُمْ وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجابُوا